تبلیغات
جمله های زیبا - مطالب ابر غزل

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست

 

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست

 

قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو

گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست

 

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافیست

 

من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست

 

فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز

که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست


برچسب ها: جمله های زیبا، جملات زیبا، عشق، غزل، عشق تو کافیست، عشق زیبا، شعر زیبا،

تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | 10:18 ب.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات


پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم


داشتم یک عصر برمی گشتم از عبدالعظیم



ازهمان بن بست باران خورده پیچیدم به چپ


از کنارت رد شدم آرام، گفتی: مستقیم!



زل زدی در آینه اما مرا نشناختی


این منم که روزگارم کرده با پیری گریم



رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند


رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم



بخت بد برنامه موضوعش تغزل بود وعشق


گفت مجری بعد" بسم الله الرحمن الرحیم" :



یک غزل می خوانم از یک شاعر خوب وجوان


خواند تا این بیت که من گفته بودم آن قدیم:



"سعی من در سربه زیری بی گمان بی فایده ست


تا تو بوی زلفها را می فرستی با نسیم"



شیشه را پایین کشیدی رند بودی از نخست


زیر لب گفتی خوشم می آید از شعر فخیم



موج را تغییر دادم این میان گفتی به طنز:


"با تشکر از شما راننده ی خوب و فهیم"



گفتم آخر شعر تلخی بود ،با یک پوزخند


گفتی اصلا شعر می فهمید!؟ گفتم: بگذریم



برچسب ها: روزگار، رادیو، تغزل، عشق، غزل، زیر لب، راننده،

تاریخ : شنبه 26 بهمن 1392 | 03:31 ق.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.