تبلیغات
جمله های زیبا - مطالب ابر پدر



به نام خدا عزیزم سلام

یکمی بی حال و مریضم الان

خیلی واست نوشتم دریغ از جواب

حس می کنم که این روزا غریبم برات

اینجا هر کی تویه حسش غرقه

 این دیوارا انگار طلسمش کرده

این یعنی رسیدن به آخرای عمرم

روزی که منو آوردی اینجا مردم


برچسب ها: پدر، مادر، خانه سالمندان، پدر و مادر، پیر مرد، جمله های زیبا، جملات زیبا،

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 07:24 ب.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات



یاد دارم در غروبی سرد سرد

میگذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد :کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی می خرید ؟



برچسب ها: سفره، سفره خالی، پیرمرد، پدر، خواهر، مادر، جمله های زیبا،

تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 09:56 ب.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات



کاش هرگز آرزو نمی کردم

کفشهای پدرم اندازه ام شود


برچسب ها: پدر، کفش، کفشهای پدرم، آرزو،

تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392 | 04:26 ق.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات



پدرم قافیه لبخند بود

برچسب ها: پدر، قافیه، لبخند،

تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1392 | 04:13 ب.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات

پدرت قطعا مَرده واسه زخمات مرحم درده

واسه اینکه جلوت سربلند بشه جلو ارباب سر خم کرده

برچسب ها: پدر،

تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات



معلم گفت چی کارست بابات ، با بغض سنگینی بهش گفتم اجازست آقا

از وقتی بابا رفت تو دلم غمها باریده ، پرسید چی کارست گفتم زیر سنگها خوابیده

برچسب ها: پدر،

تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1392 | 08:44 ب.ظ | نویسنده : حامد کیائی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.